سفارش تبلیغ
صبا ویژن






















ای عاشقان روی تو از ذره بیشتر!

یارب الحسین...

اگه جایی اعلام بشه که غاری وجود داره که هرکس داخلش بشه همه ی آرزوهاش برآورده میشه همه ی آدما از همه جا جلوی این غار صف می کشن ، با هر زحمتی که باشه خودشون رو به غار میرسونن وآرزوهاشون رو تند و تند می گن. توی همین دنیای ما غاری هست که میشه بهش پناه برد. میشه همه ی غصه های دنیا رو اونجا به شادی تبدیل کرد. میشه همه ی گرفتاریها رو حل کرد همه ی مریضی ها را شفا داد همه ی موفقیت ها رو به دست آورد... توی همین دنیای ما ضریحی هست که بوی بهشت میده . ضریحی که در مصیبت بارترین سرزمین دنیا قد علم کرده و سقف گنبدی شکلی داره که زیرش دعا مستجابه. نه اینکه من بگم امام زمان توی ناحیه ی مقدسه گفته...

« کربلا خانه ی عشق است! »  این دقیقا اون حسیه که هر کس پاش به بین الحرمین میرسه تجربه ش می کنه...
مدت زیادی بود ننوشته بودم. سرم شلوغ بود ، سرعت اینترنتم کم بود ، فرصت نمی شد ... همه ی اینها درست. اما یه چیزی الان هست که وادارم میکنه به نوشتن که چند ماه پیش نبود. یه حسی که باید تجربه بشه ...


دوشب پیش بود که بعد از غبار روبی در حرم  نیمه های شب باز شد و من با خیل جمعیت به داخل حرم پرتاب شدم!! این یعنی به من فرصت ندادند اذن دخول بخونم و ناگهان جایی قرار گرفتم که حجم وسیعی از عاطفه و احساس و غربت و عشق و معنویت وآرزو به من هجوم آورد.

...
گاهی فکر میکنم هواللطیف چقدر آراسته ی خداست. چقدر آفریدگار ما لطیف بوده که اشک رو آفریده!.. گاهی وقتها آدم فقط باید گریه کنه. به خاطر غربت کسی، به خاطر مظلومیت کسی، به خاطر عظمت کسی، یا به خاطر کوچکی خودش، به خاطر نیاز خودش، به خاطر محبتش، عشقش... چه خوبه که خدا آه را آفریده ولی حیف که گاهی آه کفاف حسرت آدمی را نمیده... حتی اگه هزار بار آه بکشی و حسرت بخوری و از ته دلت آرزو کنی کاش یک لحظه با کسی بودی که مریدشی...

یالیتنی کنت معک............... 

 

 


نوشته شده در دوشنبه 88/1/10ساعت 9:14 عصر توسط دیوار نظرات ( ) | |

Design By : Pichak